شهيد سيد عبد الكريم هاشمى نژاد

72

درسى كه حسين ( ع ) به انسانها آموخت ( فارسي )

گمراه شديد . و مسلمانى از شما اسلام نياورد . مگر با كراهت « 1 » بعد از آنكه اشراف و بزرگان عرب همگى براى پيغمبر خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم حزب بودند و بر آن حضرت اجتماع داشتند . » با در نظر گرفتن اين مدارك و بيانهاى صريحى كه از پيشوايان بزرگ اسلام دربارهء معاويه و خاندان بنى اميه صادر گرديد ، آيا بازهم پذيرفتن حقايقى كه در گذشته به آن اشاره كرديم مشكل است ؟ آيا نمىتوان پذيرفت كه معاويه مىخواست از اسلام تنها وسيله‌اى نيرومند در اختيار بگيرد تا از آن براى رسيدن به هدفهاى شيطانى خويش استفاده كند ؟ آيا بازهم جاى ترديد است كه بگوييم فرزند ابو سفيان نه تنها هيچ‌گونه علاقه و رغبتى در دل نسبت به اسلام و دستورات آسمانى آن نداشت ، بلكه مقصود اصلى و پنهانى وى اين بود كه بسيار زيركانه و در استتار با حكومت اسلام و اصول و مقررات مذهبى آن مبارزه كند تا بتواند يك حكومت كثيف نژادى را جايگزين آن سازد ؟ بخش دوم - در اين بخش مىخواهيم آن قسمت از كارهاى حسّاس را كه معاويه آنها را براى آماده ساختن شرايط اجتماع به منظور دست يافتن به هدفهاى پنهانى و ضدّ اسلامى و انسانى خويش انجام داد ، شرح دهيم . در اين بخش نشان خواهيم داد كه چگونه زادهء هند آرام آرام زمينهء كشور را براى اجراى مقاصد شوم خود آماده مىسازد و موانعى را كه در راه رسيدن به هدفهاى پنهانى وى وجود داشت ، يكى پس از ديگرى از ميان بر مىدارد ! اينك شرح اين حوادث : كشتار مردان آزاده و شريف افراد با شرف و آزادهء اجتماع - آنان كه از نظر احساس انسانى بيدارند - همواره براى ستمگران و جبّاران خصمى آشتىناپذير و در راه انجام مقاصد شوم و خيره‌سرىهايشان سدّى نيرومند و مؤثر بوده‌اند . هر ستمگر ديكتاتور كه بخواهد هوسهاى شيطانى و پليد خويش را آزادانه در اجتماع اجرا كند و بدون برخورد با مشكل و مانعى به خواسته‌هاى خود دست يابد و

--> ( 1 ) - در شرح جملهء « و ما اسلم مسلمكم الا كرها » شيخ محمد عبده چنين مىنويسد : « ابو سفيان تنها يك شب قبل از فتح مكه اسلام آورد ، آن هم براى ترس از كشته شدن و براى وحشتى كه از ارتش اسلام در دل داشت كه بالغ بر ده هزار نفر بودند . »